باورم کن ...
خوشا آنان که در گهواره مردند ...
که بویی از غم دنیا نبردند ...


بدیات خوبیاتو از یادم برد
چه شبا که از دوری تو سخت خوابم برد
کارای زشتت ابرومو جلو عالم برد
چه ضربه هایی از تو این دل ساده ام خورد
ای زندگی ...
باور نکن " دیگر تو را باور کنم ...
این عمر باقی مانده را " در پای تو پر پر کنم ....
![]()
نفرین به لحظه هایی که تو همه چی بودی برام.....
باورکن هرسکوت هم صدائي دارد ...
هر شکسته دل هم خدائي دارد ...
بشکند آن دلي که دل ما بشکست ...
دست عهد را اول بداد بعدها بگسست ...
در باورم هست که او خدا ندارد ...
و به يقينم که چوب عدل صدا ندارد ...

چقد عوض شدي گلم، چي سر عشقمون اومد؟
چي شد که قلبت يه دفعه قيد منو اينجوري زد؟
چقد عوض شدي گلم، اون همه مهربوني کو؟
چي شد روزاي خوبمون؟ من نمي گم...خودت بگو
کي فکرشو مي کرد يه روز، اينجوري باشه قسمتم؟
اگه بدوني که چيا کشيدم و دم نزدم
هر جا که اسم تو مياد، اسم خودم يادم ميره
يه لحظه خشکم مي زنه، يه لحظه گريه م مي گيره
دليل گريه هاي من فقط تويي...يادت باشه
خدا کنه يه روز نياد با آهه من " زندگيت از هم بپاشه

خداحافظ ... کمی غمگین ...
به یاد اون همه تردید ...
خداحافظ همین حالا ...
همین حالا که من تنهام ...
خداحافظ ...
به شرطی که بفهمی قبل رفتن " تر شدش چشمام ...

خنجری بر قلب بیمارم زدند ...
بیگناه بودم " ولی دارم زدند ...
تیشه ی نامردی بر پشتم نشست ...
باز از نامردمی پشتم شکست ...
عاقبت عشق " تیشه زد بر ریشه ام ...
تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام ...
عشق اگر این است " مرتد میشوم ...
خوب " اگر این است / من بد میشوم ...

دلت میشکنه و یه روزی میدونی قدر منو ...
سخته گفتنش ولی بازم خداحافظ " برو ....

نفَس بودی برای من..چه زود ازم خسته شدی
به عادت نبودنم..چه زود وابسته شدی

پای تو موندم و ساختم دل به هیچ کسی نبستم بازی بردن و باختن به تو باختم و نبردم خیلی سخته دل بریدن خیلی سادس دل شکستن سخته عاشقونه موندن دل به هیچ کسی نبستن چه عذابیه که امروز تو رو دارم و ندارم موندی تا ابد تو قلبم اما رفتی از کنارم ...

از کنار کسی که دوستت داره به سادگی عبور نکن " شاید دیگه توی تمام عمرت
کسی مثل اون دوستت نداشته باشه ...
با من كه شكسته ام كمي راه بيا
بالي بگشا و گاه و بي گاه بيا
آزرده مشو بيا گناه از من بود
گفتم كه مقصرم تو كوتاه بيا
آروم نمی گیـرم بدجوری بی تــــابم
چشمامو می بندم فک می کنم خوابم
رفتی و چشمــامو بـــا رفتنت بستــی
دستاتو می گیــرم! حس می کنم هستی...!
خیسم نه از بارون ازاشک چشمامه
رویای تو تا مرگ تو قلب تنــــهامه...
حرفی نمونده جز تکـــرار تنهایی
رفتی ولی انگـــار هرلحظه اینجایی
کاش باورت میشد بیزارم ازرفتن
ازاین غــــــم تلخه نبودنت بـــامن...
می دونم برات عجیبه ، این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دست هات ، بدون حتی نوازش
می دونم برات عجیبه ، من با اون همه غرورم
پیش همه ی کار هات ، چه جوری بازم صبورم
می دونم واست سواله ، که چرا پیشت حقیرم
دور می شی منو نبینی ، باز سراغتو می گیرم
می دونی چرا همیشه ، من بدهکار تو می شم
وقتی نیستی هم یه جوری ، با خیالت راضی می شم
چاره ای جز این ندارم ، آخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی ، بی تو من بدجوری تنهام
می دونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا را گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی
| Design By : nightSelect.com |



